X
تبلیغات
فریاد بی صدا

فریاد بی صدا

دست نوشته های من : ( آنچه از دل بر آید )


کم کم که به عید نزدیک میشیم همینطور که به خونه تکونی خونه هامون مشغولیم و داریم گرد و غبار رو از رو وسایل ها میگیریم ...
چه خوب میشه یه خونه تکونی اساسی هم به دلهامون بدیم ... گرد و غبار خاطراتمون رو بگیریم ، خاطرات خوب وبد رو از هم سواش کنیم ... بدها رواز دلهامون دور بریزیم خوبها رو یه جایگاه امنی براش پیدا کنیم یه گوشه از دلهامون ....
بدی هایی که بهمون کردن رو فراموش کنیم و به جاش با خوبی جوابشون بدیم ... و خوبی ها رو هم به نحوی پاسخگو باشیم ...
بدی هایی که به دیگرون کردیم هم هیچ وقت فراموش نکنیم و بریم حلالیت بطلبیم ...
کینه ها و بدی ها و دروغ ها رو به کل از دلهامون ریشه کن کنیم ...
اصلا بیاییم سال جدید رو نسبت به سالهای قبل یه جور متفاوت زندگی کنیم ... سالی پر از خوبی باشه بدون هیچ تزویر و ریایی ...
اونوقته میفهمیم زندگی کردن یعنی چی ...!!





منم دیشب نشستم نصفی از خاطرات که بدی درشون موج میزد رو خط خطی کردمم و در نتیجه تیکه تیکه اشون کردم که هیچ اثری ازشون نمونه ....

الان اونقدر سبک شدم که حد نداره ...

قراره اگه خدا بخواد سال جدید رو یه سال متفاوتی داشته باشم نسبت به سالهای قبل ...!




فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


+ نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1390 1:43 توسط ساحل غم |



دست نوشته های من : ( آنچه از دل بر آید )





تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


هرگاه به سویت مینگرم ، نگاره ام به غم هایت می افتد که چگونه فریبکارانه لبخند چهره ات را در بر گرفته اند . از پس نگاه غمگینت دردهای نهانت را نظاره میکنم که چگونه سعی در پنهانش را داری ، وقتی با خود می اندیشم که چرا دنیا با تو نساخت به این پی میبرم که مثلث برمودای سرنوشت، نصیب و قسمت بر علیه تو تبانی کرده اند تا زندگی دنیایی ات را تباه سازند .


« در باب پدر و مادر عزیزم نوشتم »




 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


+ نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390 4:39 توسط ساحل غم |





دست نوشته های من : ( آنچه از دل بر آید )


boxujqf6zvxn2bt9xgax.jpg


  بچه که بودیم باچه چیزای کوچیکی ذوق میکردیم...

  با به ته رسیدن مداد و پاکن و خودکارهامون ، با پاره شدن شلوارهامون ، پاره شدن کیف و کفش مدرسه ایمون ...

چون مطمئن بودیم یه نوهشو برامون میخرند ، با یه هدیه کوچیک ولو اینکه عروسک     باشه ذوق میکردیم   ، با یه دست نوازش کشیدن برسرمون از طرف پدر و مادرمون ، با یه لبخند پدر و مادرمون کلی ذوق   میکردیم ، اما الان با چیزای خیلی بزرگ هم ذوق نمیکنیم ، کوچیک که بودیم وقتی دعوامون میکردن با یه دست نوازش آشتی میکردیم ، وقتی بهمون بد و بیراه میگفتن با یه آبنبات چوبی طرف رو میبخشیدیم ...

  اما الان خیلی چیزا عوض شده حتی ذوق هامون....

  امروزه اگه یه ناراحتی پیش اومد یا کسی بهمون تهمت و افترا زدن یا یکی بهمون نارو زد یا پولامون رو بالا کشید تا تلافی نکینم تا اون پول رو از حلقوم طرف نکشیم بیرون دست بردار نیستیم ولو اینکه به مرگ طرف ختم بشه...

امروزه روز دنیا تلافی خونه اس...

  ببینید دنیای کودکیمون با دنیای الانمون چقدر فرق کرده ...!

  دنیای کودکیمون رو بیاد بیارین .... دنیای کودکیمون کجا ؟!!! و دنیای الانمون کجا ؟!! .... با هم قیاس نیستند ....


... افسوس و صد افسوس ...




فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

+ نوشته شده در جمعه سی ام دی 1390 21:18 توسط ساحل غم |



دست نوشته های من : ( آنچه از دل بر آید )





یه سلام داغ بعد از چند ماه دوری به دوستان و بازدیدکنندگان عزیز ...

خوبین؟ خوشین؟ سلامتین ؟

دلم واسه همتون تنگ شده بود ... خیلی ... یه دنیا

دوست دارم باز وبم رونق پیدا کنه ...  شماها کمکم میکنین ؟؟؟؟؟؟


یه مدته که هر وقت کسی رو میبینم که چنین حرفهایی میزنه کفری میشم .... دوست ندارم کسی حسرت داشته های دیگرون و نداشته های خودشو بخوره .



خیلی ها رو دیدم و حرفهاشون رو شنیدم که حسرت داشته های دیگرون رو و نداشته های خودشون رو میخورند ...

چند وقت قبل از یکی شنیدم که میگفت چه میشد اگه منم یه ماشین چند میلیونی یا چند صد میلیونی که فلانی سواره منم داشتم ....
یا خیلی چیزایی دیگه ...
یکی حسرت موبایل با فلان قیمت گرون رو میخوره در حالی که موبایل خودش هم کم از دیگرون نداره .....
یکی حسرت فلان خونه چند صد میلیونی یا میلیاردی کاخ مانند فلان کوچه رو میخوره که چند روز پیش از کنارش رد شده و چشمشو گرفته ...
خیلی ها حسرت خیلی چیزا رومیخورند در حالی که داشته های خودشون رو به چشم نمیبینند ...مثلا ماشین،موبایل،خونه ارزون قیمت و کوچیک و نقلی خودت با ماشین ،موبایل،خونه چند صد میلیونی دیگرون چه فرقی میکنه ؟؟!!!!

ماشین ارزون قیمت و لکنته ی خودت تو رو به مقصد نمیبره حتما باید گرون قیمت باشه شاسی بلند باشه تا به مقصد برسی ....

مگه با گوشی ارزون قیمت و رنگو رو رفته ی خودت نمیشه تلفنی با کسی صحبت کرد ؟؟ مگه با گوش خودت صدا به صدا نمیرسه ؟؟؟ مگه حرفت به طرف نمیرسه ؟؟ که گوشی گران قیمت فلانی یا فلان مغازه چشمتو گرفته که حتما بخری .... حتما باید گوشیت فلان قیمت گروون یا صفحه نمایش فلان قد باشه تا بتونی حرفتو بزنی ؟؟!!!!! گوشیت گرون نباشه نمیشه ؟!!

توی خونه چند متری خودت که صفا و صمیمیتش بیشتر از خونه های کاخ مانند نمیشه زندگی کرد .... حتما باید خونه ات چند هکتاری باشه تا توش بتونی زندگی کنی یا نفس بکشی !حسرت خونه های بزرگ هم شد حسرت ؟!


والا بلا ماشین ارزون قیمت خودت موبایل فسقلی خودت و خونه نقلی خودت هم میشه به مقصد رسید ،حرفتو به طرف بزنی ، و توی سقف کوتاه خودت هم میشه زندگی کرد ....
چرا حسرت چیزای گروون قیمت رو بخوریم که واسه این دنیا هیچ ارزشی نداره ؟؟؟

چرا ؟؟؟؟؟؟!!!


آخه چرا ؟!!!!!!




فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390 23:43 توسط ساحل غم |


 

دست نوشته های من : ( آنچه از دل بر آید )

 

دلم برایت تنگ شده است .....

سالهاست در انتظارت مانده ام ، انتظار چه عرض کنم اما دنبال ردی از تو در زندگی ام می گردم اما دریغا که ردی به جای نگداشته ای .....

گاهی شبها بدلیل اینکه سرکی به خواب هایم بکشی به خواب می روم .

اغلب وقتها دلم بدجوری هواییت می کند و حسرت میخورد .

درست است تو را از نزدیگ ندیده ام و لمست نکرده ام و تو هم مرا ندیده ای و از حسرت هایم خبر نداری اما وقتی به قاب عکس خوش سیمایت می نگرم دل تنگی هایم و حسرت هایم باز به سراغم می ایند .

گاهی وقتها که بدجوری دلتنگت می شوم و کمبودت را احساس میکنم پرت و پلا زیاد میگویم ، مثلا به مامان و بابا می گویم بروند از بقالی سر کوچه یه عدد از تو را برایم خریداری کنند چون بدجوری کمبود نداشتنت را دارم و دلم بهانه تو را می گیرد ، اما امکان پذیر نیست ....

آری دلتنگت هستم و می شوم ، کاش برای رفع دلتنگی به خوابم بیایی ......

کاش کنارم بودی ، آخه بدجوری هوایت را کرده ام  پدربزرگ  .....

 

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد 1390 14:0 توسط ساحل غم |


 

دست نوشته های من : ( آنچه از دل بر آید )

 

یه روز گفتی می خوام برم 

اما نمی دونستی به کجا 

فقط می دونستی به جایی باید سفر کنی

ولی من می دونستم کجا می خوای بری 

می دونستم که دلت دیگه با من نیست 

می دونستم دلت با رفتنه 

ارزش داشت که بخاطر رفتن دل منو به بازیچه بگیری؟ 

ارزش داشت برای رفتن به کجا ، اونم شهر غریب

از من ، ازعشقت ، از همه کست بگذری!؟

دلت اومد منو فدای غربت کنی!؟

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین 1390 11:10 توسط ساحل غم |


 

دست نوشته های من : ( آنچه از دل بر آید )

 

   www.faryade-biseda70.blogfa.com

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

اگه بعد از مدتهای طولانی اومد و سراغی از دل شکسته ی من گرفت بهش بگین رفت ،

 رفت جایی که کم محلیهای تو رو نبینه ،

 رفت جایی که فکر میکرد حداقل اونجا میتونه فراموشت کنه و دیگه مزاحمت نباشه ،

اگه خواست نشونی از کلبه ی سوخته ی من بگیره ،

بهش بگین اون رفته اون دور دورها اونجایی که هیچ راه ارتباطی با این کره ی خاکی نداره ،

اگه بعد از شنیدن این حرفها دونست که به کدوم دیار پر کشیدم بهش بگین که نذاشتم  سقف بزارن روی خونه ابدیتم چون میخواستم با بارش چشماش سیراب بشم و مرواریدهای وجودش روشنایی و زینت دهنده ی شبهای تاریک و تنهاییم باشه ،

 بهش بگین روزهای جمعه بیاد به دیدنم ،

بهش بگین به احترام روز تولدش به همون اندازه شاخه گل رز سرخ بزاره روی خاکی که وجود یه عاشق دل خسته و شکسته دل رو در بر گرفته .

در آخر بهش بگین خیلی دوست داشت و داره اما طرز گفتنش رو بلد نبود ، 

بهش بگین نمیدونست چه طوری بهت بگه که خودتو ،

وجودتو می خواست نه شغل و شهرت و موقیعت و ثروتتو ، بهش بگین خیلی تلاش کرد که بهت بفهمونه خاطرتو خیلی میخواد اما نشد ،

بهش بگین دیوار و سقف خونه ابدیتمو خودش انتخاب کنه و روش بنویسه عاشق شکسته دل (  MAH) و باز هم بهش بگین یادت که نرفته این سه حروف رو که اسم تو سردسته ی همشونه یعنی چی ؟؟؟

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

www.faryade-biseda70.blogfa.com

 

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389 18:23 توسط ساحل غم |


 

دست نوشته های من : ( آنچه از دل بر آید )

 

سلام ، نه نمیگم سلام ، میدونی چرا ؟ نه نمیدونی! چون حسم میگه این سلامه که منو از تو دور میکنه ، یه کلمه هم یه کلمه اس واسه زودتر رسیدن حرفم به تو . واسه اولین بار سلام بی سلام ، جاشو سه نقطه میزارم که نگی جاشو تصاحب کردم ، ...، خب حالا میرم سر اصل مطلب ، یادته چند روز پیش چه روزی بود؟ خب خدا رو شکر حداقل اون روز رو یادته ، میدونی سال قبل تو همین روز چه اتفاقی افتاد ؟ بازم میدونم که نمیدونی آخه یه وقت های حساس که میرسه میشی عینهو مرده متحرک البته دور از جون ، هیچ کیو هیچ چیو تو این زمان ترجیح میدی نبینی  و نشنوی . خب یادت نیست مشکلی نیست یادت میارم ، فکر کنم مضمون این نامه رو بخونی همه چیز یادت بیاد ...

 " با هفت آسمون پر از گلهای میخک ، با صد تا دریا پر از عشق و اشتیاق و پولک ، یه قلب مهربون با یه حس بی قرار و  کوچک فقط میخواد بهت بگه تولدت مبارک گل من .

 سلام امروز بهترین روز زندگی منه خیلی انتظارشو کشیدم تا این روز اومد ، من چیزی ندارم که بهت هدیه کنم جز یه قلب همیشه عاشق ، مختاری قبول کنی یا نکنی ، و البته یه تبریک ساده تولد .پشت سر گذاشتن 2۳ بهار زندگیست مبارک . "

 خب خوندی ، همه چیز یادت اومد ، دقیفا یه سال قبل همین روز درست ساعت 6:50 صبح این نامه با همین مضمون به دستت رسید ، چرا تعجب کردی ؟!! لابد با خودت میگی این چرندیات چیه که سر هم کردم و بهت میگم ! خب کمی صبور باش و ادامه اشو بخون ، بازم مضمکون این نامه که برای چنین روزی برات نوشتم رو بخون ...

 " 24اُمین بهار زندگیت را تنایی جشن میگیرم تا همیشه یادت بماند که روزی کسی توی زندگی ام بود که دوستش بدارم و تولدش را با خودش جشن بگیرم . "

 خب اینم خوندیش حتما فهمیدی که قرار بوده این نامه تو همین  سال و همین روز بدستت برسه ، اما  چرا نرسیده ! یه کمی دیگه صبور باشی جواب چراتو هم میگیری اما نه الان ! ....

 لابد با خودت میگی چرا نوشتم روزی کسی توی زندگی ام بود ؟! ...

 درست یه سال پیش همین روز و همون ساعت قلبم رو دو دستی بهت هدیه کردم بودن اینکه یه تشکر خشک و خالی ازم بکنی ، بی تفاوت بی تفاوت از کنارش گذشتی ...

 مهم نیست که بی تفاوت بودی ، مهم نیست که بهترین عضو بدنم رو بهت هدیه دادم ...

 این چرندیات رو بلغور کردم که بهت بگم اون عضو قرمز و کوچیک بدنمو که توی این یک سال فقط به خاطر تو تپید رو پس بدی ! فکر نکن خسیس شدم ، فکر نکن اون قلب دیگه به دردم میخوره و میتونه برگرده به بدنم واسه ادامه حیات یا میخوام به کسی دیگه تقدیمش کنم ! ...

 اون قلب نه واسه ادامه حیات خوبه و ن به درد کس دیگه ای میخوره چون اون توی یک سال توی دستا ی تو له شده ، پس کسی یه قلب له شده رو قبول نمیکنه ! از بابت ادامه حیات من هم نگران نباش چون خیلی وقته یه سنگ آسمونی رو از اون بالای سرم چیدمش و گذاشتم جای قلب از دست داده ام ...

 حالا با خودت میگی چرا سنگ ؟ چون نه مهربونه و نه احساس داره که گول بخوره و عاشق بشه و یه بار دیگه بخوام تقدیمش کنم به یه نامرد دیگه مثل خودت ...

 خب حالا جواب چرای اون بالاتو بگیر ... اون نامه بدستت نرسید چون منتظر یه فرصت بودم که قلبمو ازت پس بگیرم ، میدونم میگی هدیه که هیچ وقت پس نمیگیرن ! اما هدیه ای که بی مصرف باشه و سراغشو نگیری همون بهتر که ازت پس بگیرم چون میخوام همیشه جلوی چشام باشه که اگه اون قلب سنگی یه وقت خواست آب بشه یادم باشه دل سپردن اونم توی این دنیای کثیف اونم یه طرفه یه حماقت بزرگه ...

 

" پس خیلی محترمانه لطف کن قلبمو پس بده ..."

 

( اگه خیلی چیزا توی این نوشته هام تغییر کرده تقصیر من نیست ، تقصیر خودته که کارمو خراب کردی . )

 

 

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم بهمن 1389 6:50 توسط ساحل غم |


 

دست نوشته های من : ( آنچه از دل بر آید )

 

برو که دیگه از چشم و دلم افتادی با اون کارت ...............

 اگه تمام آدمای دنیا ..........

حتی اگه آسمون ها ، دریا ها ،ساحل ها ، جنگل ها و ........

وخیلی چیزای دیگه به حرف بیان و ضمانتت رو بکنند...........

 و قسم بدن که تو همونی شدی که دلم میخواد ............

بازم یه نیم نگاه بهت نمیندازم چه برسه به اینکه تو رو بخوام ............

 سهم من از عشقت فقط دلتنگیام بود که تموم شد ...............

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم دی 1389 1:57 توسط ساحل غم |


دست نوشته های من : ( آنچه از دل برآید )

 

  یادته اون شب ،

  همون شبی که بعد از مدتها قهر ،

   قهری که نمیدونستم بابت چیه به خودت زحمت دادی که جوابمو بدی ،

    همون شب بعد از مدتها مروارید دریای چشمانم به ساحل گونه هام غلتید .

  اره همون شب بود که بابت خطایی که نمیدونستم چیه منو اون همه مدت

   مجازات کردی ودریای چشمانم رو طوفانی و بارون زده کردی ،

  اره همون شب بود که به عمق چاه علاقه ام پی بردم 

 و

 واسه دوباره بدست آوردنت غرورم رو . . . . 

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آذر 1389 16:42 توسط ساحل غم |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

با سلام

خدمت شما بازدیدکنندگان متحرم

به وبلاگ فریاد بی صدا خوش آمدید .

در اینجا من قصد دارم حرف های دلم رو به خط تحریر در بیارم ،

و در آخر از شما بازیدکنندگان متحرم می خوام که در مورد دست نوشته های من نظر بدین،

و از شما کمال تشکر را دارم.

یه خواهش از شما بازدیدکننده ی عزیز دارم از هر قسمت دوست دارین کپی بگیرین به

جز مطالب من به هیچ وجه کپی نگیرین راضی نیستم به هیچ وجه ...

منتظر دست نوشته های بعدی من باشید.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اسفند 1390

بهمن 1390
دی 1390
آبان 1390
خرداد 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388



پیوندها

۩۞۩ بهترين سايت سرگرمي و عكس ۩۞۩ " مهرشاد "
نویسنده ی وبلاگ عاشقان رمان و مدیر" bestflash "
دنیای شعر من " مرحوم خلیل قادری سعدی "
هر چه را که دوست بداری زیباست " هیلیا "
بـرگی از اشعار مــن " سید محمد متولی "
بلند آن سـر که در پاـی تو باشد " بیگی "
سلام کتاب " سید کاظـم میــتران زاده "
دوســـــــت اینجــــاســـــت " کمــــال "
شریعت ها " محمد یاسـر رضائیزاده "
دل نوشته های من " سکوت شب "
حدیث عشـق 14 " ساسان 14 "
بـدو بیا ببین چـه خبره " عسـل "
قد بلند سمپاد " بابا لنگ دراز "
من قصه گوی غریبم " کیمیا "
حرفهای شیشه ای " ارمیا "
گلـی تنهای ...تنها " مریـم "
گنجشک کوچولو " همراز "
غروب سرنوشت " عشق "
دختر اردیبهشتی " پونه "
غریب بی نشون " دنیا "
دختری به نام نل " نل "
فقط بیا تو " ALIREZA "
ساحل عشق " شیــوا "
ساحل پاییزی" گل ناز "
" alone star " atefeh
تنهاترین تنها " سیما "
story love " نازنین "
خواب ساحل " امیر "
" عاشــق تنهایـی "
تنهایی " سامـان "
دختر دریا " دریـا "
" حسین تهــی "
" علیرضا پویـتا "
" قــتریبـانـــه "
" گفتـگـــتو "
" بــــهـار "
یک نوجوان" soheila "
♥♥ دهــــــــــــکده عشـــــــــــــق ♥♥ " دختر ایــــرونی "
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


جاوا اسكریپت